بازم سلام علیکم .. حال شما چطوره ؟ ![]()
دیروز دکور آفتابگردون رو عوض کردند ... این دکور تلفیق رنگ جالبی داره و از قبلی جالبتره
در مورد امید داشتن کلی صحبت کردند ... کلی نصیحتمون کردند ...
همیشه مشعل امید رو توی این غار سیاه ناامیدی روشن نگه دار ....
کلا امید داشتن چیزیه که من زیادی دارم !!! کم داشتی بیا از خودم بگیر ![]()
دیروز ۲۷/۲/۸۹ کیوان یه لباس نارنجی تنش بود و همون شلوار همیشگیش ...
یه ذره هاااا بی حوصله بود انگاری ... ![]()
حالا نمایش راجع به چی بود ...
این آقا کیوان ما از سر جلسه ی امتحان برگشته بود و رفته بود جواب سوالاش رو با جوابای آرمان چک کرده بود
حالا دیده جواب خودش کجا ... جوابای آرمان کجا ؟
جناب آقا ناامید شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــودن که نگو و نپرس ! هی میگه من استعداد ندارم
بیچاره ایمان هم میگه بابا تو که جوابات رو به من گفتی من با کتاب چک کردم .. درست نوشتی که ![]()
اما گوش این کیوان بدهکار نبود که نبود .... ولی بعدش اون وسط مسطای نمایش متحول شد !
دوستان من واقعا عذر میخوام ... یک ناجوانمردی کامپیوتر منو هک کرد !! و بخاطر همین آپ دیر شد![]()
پی نوشت : من قراره بعد از امتحانات برم تهران ... و برای یک سالی تهران اقامت دارم
اگه دیدین یه مدتی نبودم .. بدونین دنبال کارامم برای رفتن به تهران
ولی تو این یه ساله که اونجام به یه همکار برای وب نیاز دارم
اگه کسی میتونه برنامه های تلویزیون و جام جم ها رو ضبط کنه ( نه با موبایل ها...با فلش ) برای اینکه عکس بگیریم بهم خبر بده
پی نوشت ۲ : بچه ها شنبه شب دوباره میخوام زنگ بزنم بوم سفید ! شما ببینین
* کپی برداری از عکس ها مطلقا ممنوع میباشد *

